تبليغاتX
گاهی هوایی تازه کنیم!
 

از جمله قوانين جالبه حكومت اسلامي كه سعي داشته هر چه بيشتر به مقام زن اهميت بده و نهايت عدالت و مساوات رو رعايت كنه بدين شرحه:

اجازه چند همسري به مردان!!! كه مملو از حكمت هاي عميق و پر بار مي باشد!

طلاق يكطرفه و تنها به خواست و اراده ي مرد كه البته بنا به دلايل و وجود حكمت هاي نهان ، زنان از درك منطقي اين بحث مهم و شرعي و قانوني و الهي عاجزند!!!!!!

حضانت بي چون و چراي فرزندان به پدر و نسل پدري كه البته اين موضوع هم در دلايل بسيار منطقي و عرفاني گم  شده است!!!

 از جمله قوانین بعد از ازدواج ،كسب اجازه  از مرد براي اشتغال زن است كه اگر به عمق قضيه نگاه كني كلي عرفان در اون نهفته است كه تنها توسط تني چند از مردان عالم و انديشمند دینی قابل درك است!

از ديگر قوانين كاملا" عادلانه كشورمان مي توان حق شهادت و ديه زنان را نام برد كه نصف مردان محسوب مي شوند و  در بعضي موارد شهادت زنان اصلا" به حساب نمي آيد! همچنين تقسيم كاملا" عادلانه ارث و خيلي موارد ديگر كه همه ي ايرانيان را تحت تشعشعات ارزشمند عدالت اسلامي قرار مي دهد!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 17:57  توسط شیما  | 

 

 

اگر دوست دارید که با بچه های ۱۸ تیر ماه هم پیمان بشید و یا اینکه آرشیو عکس های ۱۸ تیر رو ببینید کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 21:54  توسط شیما  | 

و من  هم مثل این تک درخت با خاک غریبم! ریشه ام تاب ماندن ندارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 23:29  توسط شیما  | 

 

خب بازم می خوام حرف بزنم از همه چی !

باز دوباره برنامه های جالب و جذاب و تصمیم گیری های بکر!!!! خدای من عجب فکر نویی!

قرار یه کارایی بشه . قراره این آدمهایی که پاشون رو از گلیمشون درازتر کردن و دو روزه واسه یه سری کارای اصلاحاتی کاری به کارشون نداشتن و دیگه فکر کردن چه خبر شده ، روشون کم شه!

فکر کردند می تونن دیگه آزاد باشن و سر خود زندگیشون رو خودشون تعیین کنند . یادشون رفته که خودشون به هیچ وجه حق تصمیمگیری تو زندگیشون رو ندارند و باید تابع هر چی که گفته می شه باشند.عجب! فکر می کنند که مملکت صاحاب نداره!! یعنی چی که دوست نداری تابع همه ی شرایط باشی ؟ مگه از همون بدو تولدت کل اسلام رو با خوندن اذان توی گوشت بهت نفهموندن ؟ ها؟ پس چه معنی داری به یه جاهاش ایراد بگیری؟ مگه با این روش کل اسلام رو نفهمیدی ؟ آخه تو چه آدم کند ذهنی هستی!!! دیگه جای سوأل و انکار و کذب که نمی مونه!!!!

خب باز باید یه چیزهایی رو بهت بفهمونن ! یعنی باز دوباره قراره قضیه تکرار بشه! یادم میاد وقتی خیلی بچه بودم وقت تولد دختر همسایمون مادربزرگش اونقدر بلند تو گوش بچه یه روزه اذان گفت که اشک بچه با اینکه فکر می کنم هنوز قدرت شنواییش هم کاملا" به کار نیفتاده بود در اومده بود و من به این نتیجه رسیدم که هر چی بلند تر بگی قدرت اعتقادش به اسلام بیشتر می شه!!! عجب چه چیزهای جالبی که آدم بعد از گذر این همه مدت به درکش می رسه!!!

خب داشتم می گفتم ....اینکه بالاخره چه معنی داره که فکر می کنید می تونید نوع پوششتون رو خودتون انتخاب کنید مگه نمی دونین که مهمترین چیز ظاهر هر چیز هستش و باطنش مهم نیست در نتیجه باید بدونین که حفظ ظاهر جامعه ی اسلامی از الزاماته!! فکر نمی کنید که اگر پوششتون تابع کشور اسلامی نباشه یه وقتی دشمنان بیکار وهمیشه مراقب جمهوری معظم در کمین نشستن تا یه حرکتی بشه برن به بزرگترشون بگن. عجب !! چرا نمی فهمید ؟........

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 20:46  توسط شیما  | 

 

خوب که به اطرافم نگاه می کنم می بینم خیلی راهه تا بخواد درست بشه. نه ...من قبلا" اشتباه می کردم ..خیلی اشتباه می کردم..همه چیز رو می دیدم کمبود ها ، خشونت ، همه ی مشکلات ، همه ی نبود ها رو می دیدم و ساده می گذشتم چون فکر می کردم قابلیت اصلاح شدن رو دارند ...من اشتباه می کردم .. خیلی اشتباه می کردم به هیچ وجه قابل جبران نیستند و اگر هم باشند نیستند کسانی که به راه حل درستی برای رفع مشکل دست بزنند.!!! من دیگه اشتباه نمی کنم و اشتباه این افراد به ظاهر بی اشتباه و بی نقص رو تکرار نمی کنم. باید به چشم دید ...البته اگر یک کمی سرت رو از تو لاک خودت بیرون بیاری و به اطرافت نگاه کنی می بینی!!!....تضادها رو ... تبعیض ها رو ... خیلی چیزهایی که شاید بیانش هم .......... نه دیگه ساده نگاه نمی کنم و همین می تونه مسیر زندگیم رو که فکر می کردم شاید بهتر از این نمی تونه باشه ...و با همه ی مشکلاتش سعی می کردم بپذیرم ...عوض کنه . نه !!!!....بهتر از این می تونه باشه ... و من می تونم بهتر رو هم درک کنم می تونم این ارمغان رو با تلاشم به دست بیارم....شاید خیلی حرف برای گفتن داشته باشم شاید فریادی که تو دلم مونده خیلی رسا تر از حدی باشه که خیلی ها فکر می کنن و شاید صدای فریادم اونقدر بلند باشه که نتونه مدت زیادی تو دلم زندونی باشه....نه من می خوام این ارمغان رو به خودم هدیه کنم و اگر هم نشد ...نخوام به خاطر اینکه همه چیز رو دیدم و دم نزدم خودم رو سرزنش کنم.... منم سر آغاز یک فریاد!!!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 16:8  توسط شیما  | 

 

فکر کنم همه ی شما به این نتیجه رسیده باشین که اطراف ما چی داره می گذره!!!

یعنی مزخرف تر از این امکان نداره!

فکرش رو بکنید مامور اماکن برای بازدید از یک بوتیک زنانه می ره و پس از کلی سخنرانی و حرفهای صدتا یه غاز  موقع رفتنش  به مانکنی که یه تاپ و یه دامن بلند داره اشاره می کنه و می گه روی این هم شال بندازین!!       آخه مانکن......!!! تازه مانکنی که تا گردن بیشتر نیست به قول سهراب سپهری که :  چیزها دیدم بر روی زمین!  .....  شتری دیدم بارش سبد خالی پند و امثال!عوضش باز می گه : من الاغی دیدم یونجه را می فهمید.

حالا  بی خیال این حرفها جو رو عوض کنیم .... باز یه جای دیگه میگه :.....اه اصلا" بی خیال آدم که قاط باشه چرت و پرت زیاد میگه.!!!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 1:33  توسط شیما  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 23:20  توسط شیما  | 

 

 

برخی از منتقدان فمینیسم استدلال می کنند که خط کشی میان انسانها کار غلطی است. آنها با استدلالی به ظاهر انسانگرایانه و در باطن مرد مدارانه ، می پرسند: چرا مرد و زن را بر اساس جنس و جنسیت جدا می کنید و دم از عدالت جنسیتی می زنید؟ بیایید از حقوق انسانها حرف بزنیم ! آنها می پرسند مگر مردها در جامعه ی ما یا در سایر جوامع بحران زده وضعیت بهتری از زنان دارند.

اما آنچه آنها نادیده می گیرند و یا می خواهند نادیده بگیرند این است که این فمینیستها نیستند که سخن از جدایی میان زن و مرد می رانند، بلکه نظامی که تبعیض جنسیتی را امری مقدس می پندارد و توانایی های ذهنی و هوشی انسانها و در نتیجه حقوق زیستی و اجتماعی و اقتصادیشان را موکول به جنس آنها می کند شالوده ی این جدایی را فراهم آورده است. چگونه می توان برابر نبود و برای برابری تلاش نکرد؟ استدلال آنها درست مانند این است که در جامعه ای مبتنی بر تبعیض نژادی به سود سفید پوستان و به زیان سیاهپوستان بگویند دم از سیاه و سفید نزنید، همه با هم برابریم.

با این حال ، ما می کوشیم که از این پس در نوشته هایمان دقت بیشتری به خرج دهیم و جای برخی از کلمات را با برخی دیگر عوض کنیم تا دیگر گزک به دست انسانگرایان قلابی ندهیم. به عبارت دیگر ، بیایید قراری با هم بگذاریم:

ما دم از زن و مرد نمی زنیم، شما هم دم از زن و مرد نزنید.

بنابراین ، به جای آنکه بگوییم :

شهادت یک مرد برابر است با شهادت دو زن ،

می گوییم:

شهادت یک انسان برابر است با شهادت دو انسان .

به جای آنکه بگوییم :

دیه ی زن نصف دیه ی مرد است ،

می گوییم:

دیه ی انسان نصف دیه ی انسان است.

به جای آنکه بگوییم :

ریاست خانواده با مرد است ،

می گوییم :

ریاست خانواده با انسان است.

به جای آنکه بگوییم :

زنها نمی توانند رئیس جمهور شوند ،

می گوییم:

انسانها نمی توانند رئیس جمهور شوند.

به جای آنکه بگوییم :

جای زن در آشپزخانه است ،

می گوییم:

جای انسان در آشپزخانه است.

به جای آنکه بگوییم:

مرد می تواند چهار زن عقدی و چهل زن صیغه ای بگیرد،

می گوییم:

انسان می تواند چهار انسان عقدی و چهل انسان صیغه ای بگیرد.

چه طور است؟

نیره توکلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 2:23  توسط شیما  | 

   

    اینروزها دلم بدجوری گرفته بود حالم اصلا" خوب نبود، حوصله ی آپ کردن نداشتم ، دلم می خواست تنها باشم ولی فرصت نمی شد دلم می خواست با خودم خلوت کنم و به همه چیز فکر کنم و یا به هیچ چیز فکر نکنم ، از خیلی از آدمها دلم گرفته بود . اما حالا بهترم ، افسرده نیستم ، حالم خوبه. از این که زندگی من مثل یک خط ممتد تکراری باشه بیزارم ، اینروزها احساس می کردم زندگیم خیلی یک روند و تکراری شده ولی در حال حاضر کمتر این حس رو دارم. از همه ی دوستان خوب اطرافم که اینروزها دلواپسم بودند و همیشه جویای احوالم ، تشکر می کنم . از شما دوستان خوبم عذر خواهی میکنم که نتونستم آپ جدیدی داشته باشم . از همه ی نظرات خوب شما متشکرم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 7:10  توسط شیما  | 

 

 

اصل محاکمه از جایی است که استنتاج است

و اصل استنتاج از جایی است که متهم است

و اصل متهم از جایی است که  اتهام است و

اصل اتهام از جایی است که جرم است و

اصل جرم از جایی است که فقدان است و

اصل فقدان از جایی است که نیاز است و

اصل نیاز از جایی است که (( نبود)) است.

پس این عدالت نیست ... زن متهم نیست.

زن مجرم نیست. ولی حکم او همین است.

باش و نباش. 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 6:11  توسط شیما  |